خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

186

أخلاق الأشراف ( فارسى )

الايمان « 1 » ؛ و وفا [ التزام ] طريق مواسات سپردن است « 2 » و از چيزى كه به دو رسيده به مكافات آن قيام نمودن . در نصّ تنزيل آمده است كه مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً « 3 » ؛ و صدق آن باشد كه با ياران دل راست كند تا خلاف واقع بر زبان او جارى نشود ؛ و رحمت و شفقّت آن باشد كه اگر حالى غير ملايم از كسى مشاهده كند بر او رحمت آرد ، و همّت بر ازالت آن مصروف دارد .

--> ( 1 ) . شرمگينى از ايمان است . اين حديث به صورت بالا در صحيح مسلم ، 1 / 46 ؛ صحيح بخارى ، 1 / 8 ؛ جامع الصغير سيوطى ، 1 / 261 ؛ و تحف العقول ابن شعبهء حرّانى آمده است . و در برخى مآخذ ديگر از قبيل عيون الاخبار ، ( 4 / 211 ) ابن قتيبهء دينورى و المستطرف ابشيهى ( 1 / 28 ) به صورت « الحياء شعبة من الايمان » ياد شده است . و نيز از قول آن حضرت نقل كرده‌اند كه « الحياء و الايمان فى قرن ، فاذا سلب احدهما تبعه الآخر » - الجامع الصغير ، 1 / 261 . و راغب در محاضرات ( 1 / 284 ) آرد : « قال النبىّ ( ص ) ؛ الحياء شعبة من الايمان و من لا حياء له لا ايمان له . » . ( 2 ) . عبارت به صورت بالا ضعيف و ركيك است ، و بايد به يكى از دو صورت زير بوده باشد : « و وفا طريق مواساة سپردن است » ، و يا : « و وفا التزام طريق مواساة است » . مواساة ( در اصل از و سى ، يا مؤاساة از أسى ، كه در فارسى به صورت مواسا نيز آمده ) به مال و به تن با كسى غمخوارگى كردن ( قرشى ) ، و كسى را در چيزى همچون خويش داشتن ( المصادر بيهقى ) . ناصر خسرو گويد ( ديوان ، 191 ، مينوى - محقّق ) : از بيشىّ و كمّىِ جهان تنگ مَكُن دل * با دهر مدارا كُن و با خَلْق مواسا . « و موافق‌تر دوستان اوست كه از مخالفت بپرهيزد و در همهء معانى مواسا كند » ( كليله ، 95 ، مينوى ) . ابن مسكويه در تعريف مواساة آرد ( تهذيب ، 26 ) : « المواساة فهى معاونة الاصدقاء و المستحقين و مشاركتهم فى الاموال و الاقوات » ( 3 ) . سورهء فتح ، 48 / آيهء 10 . و هر كس وفا كند بدانچه با خداى بر آن عهد كرده به زودى او را پاداشى بزرگ دهد .